رضا مختاري / محسن صادقي

مقدمه 42

رؤيت هلال ( فارسي )

انكار كرده‌اند در مسائلي چند كه اين يكى از آن است وايشان را قمع وقهر كرده‌اند وتظاهر نيارند كردن ونيارند گفتن ، مگر اين انتقالى [ كذا ؟ ] در جايى در كتب اخباريه ديده است ومعلوم است كه نه مذهب اصوليان است ؛ والحمد للّه رب العالمين . واما آنچه گفته است : كه « مخالفت آل عبّاس را يك روز پيش‌تر عيد كنند » دگر باره به حساب كورتر است كه اين معنى مخالفت شريعت مصطفى صلّى اللّه عليه وآله باشد پس بايستى كه عبّاسيان را بر مصطفى صلّى اللّه عليه وآله تقديم وترجيح ندادى كه صاحب شريعت مصطفى صلّى اللّه عليه وآله است نه ايشان ، اما خواسته كه به تقيه باز نمايد كه ديگران را بهتر از رسول صلّى اللّه عليه وآله مىداند وبه همه حال امامزاده بهتر از كافر بچه باشد ، على رغم المصنّف . والسلام . « 1 » 8 . در تاريخ ابن قاضى شهبه در ضمن حوادث ماه رمضان سال 796 آمده است : در اين ماه موضوع غريبى اتفاق افتاد وآن اينكه : قاضى حنبلي اثبات واعلام كرد كه اوّل ماه رمضان سه شنبه است . مردم شب چهارشنبه به جست وجوى هلال رفتند ولى ديده نشد . عصر روز چهار شنبه ، قضات هشتگانه براي مراسم سلام بر سلطان وارد شدند . سلطان از قاضى حنبلي دربارهء كيفيت اثبات ماه رمضان پرسيد . قاضى گفت : دو نفر نزدم به رؤيت شهادت دادند . سلطان دچار شك وشبهه شد وپرسيد اگر شب پنج شنبه هم ديده نشود ، تكليف چيست ؟ وسخن بالا گرفت . سلطان دستور داد كه شب پنج شنبه نيز مردم ترائى كنند وبه جست وجوى هلال بروند . گفته مىشد كه ماه قبلا ديده نشده وشهود به دروغ شهادت داده‌اند ! وطبلخانهء سلطان اعلام عيد نكرد وبشارت آن را نداد تا اينكه ماه رؤيت شود . روز پنج شنبه قاضيان وشيخ در مسجد جامع گرد آمدند ومردم براي ديدن ماه بالاى مناره‌ها رفتند . در اين هنگام مردى هلال را ديد وبه رؤيت شهادت داد ، سپس ديگرى تا شمارشان به هفت نفر رسيد وشهادت دادند وهلال ثابت شد . قاضى حنبلي از اين ماجرا ترسيد . آن‌گاه سلطان در ميدان نماز [ جمعه ] خواند وقاضى مصر خطبه ايراد كرد ، ونايب شام قبه را حمل كرد وقاضى شام در مسجد جامع خطبه خواند وبه مصلاى جمعه نرفت . . . . « 2 » .

--> ( 1 ) . النقض ، ص 618 - 619 . ( 2 ) . تاريخ ابن قاضى شهبه ، ج 3 ، ص 518 .